تصمیم گرفتم مهندسی مکانیک بخونم، بدون اینکه دقیقاً بدونم چی در انتظارمه. فقط میدونستم اسمش رو زیاد شنیدم و به قول معروف، یه رشته مادر تو دنیای مهندسیه. اما برخلاف تصور خیلیا، ربطی به مکانیک سرکوچه نداشت!
اینجا دنیای معادلات ریاضی و قوانین فیزیک بود. یاد گرفتم که چطور سیستمهای فیزیکی رو به دو بخش بزرگ سیالات و جامدات تقسیم میکنن. توی بخش سیالات، با سیستمهایی مثل نیروگاهها و موتور ماشینها سروکار داشتم، جایی که ترمودینامیک و انتقال حرارت حرف اول رو میزد. یا حتی حرکت آب در لولهها و هوا در اطراف هواپیما. تو بخش جامدات هم، مقاومت مصالح رو بررسی میکردم؛ اینکه چطور یه قطعه در برابر نیروهای مختلف واکنش نشون میده، از سازههای ساختمونی گرفته تا قطعات خودرو.
درسهای اصلیمون ترمودینامیک، انتقال حرارت، سیالات، استاتیک، دینامیک و مقاومت مصالح بودن. سخت بودن؟ آره. ولی اگه عاشقش باشی، هر چالشی برات جذاب میشه.
یادم میاد یه زمانی فکر میکردم بازار کار مهندسی مکانیک مثل خیلی رشتههای دیگه تو این شرایط کشور چندان تعریفی نداره. اما وقتی وارد فضای کار شدم، فهمیدم که اگه واقعاً مهارت داشته باشی، فرصتها کم نیستن. از مراکز تحقیقاتی گرفته تا کار توی نیروگاهها، پالایشگاهها و حتی طراحی قطعات خودرو. تقریباً هیچ صنعتی نیست که به یه مهندس مکانیک نیاز نداشته باشه.
اما یه روز تصمیم گرفتم مسیر زندگیم رو عوض کنم و برای ادامه تحصیل به کانادا برم. اینجا بود که تازه فهمیدم چقدر هزینههای پنهان وجود داره. از ترجمه مدارک شروع شد، که بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ دلار کانادا برام آب خورد. بعد نوبت آزمون آیلتس رسید، با ۳۰۰ دلار هزینه. وقتی نوبت به اپلای برای دانشگاهها رسید، برای سه دانشگاه تقریباً ۳۰۰ دلار دیگه بابت اپلیکیشن فی پرداختم.
هزینه ویزا هم ۲۳۵ دلار بود؛ ۱۵۰ دلار برای بررسی استادی پرمیت و ۸۵ دلار برای انگشتنگاری. برای انگشتنگاری مجبور شدم به یه کشور دیگه سفر کنم که حدود ۵۰۰ تا ۸۰۰ دلار برام هزینه داشت. علاوه بر این، دانشگاه یه دپازیت اولیه خواست که تقریباً ۵۰۰۰ دلار شد. در نهایت هم بلیط پرواز به کانادا رو بین ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ دلار خریدم.
خلاصه که قبل از حرکت، یه کلی هزینه داشتم که مجبور بودم از قبل برنامهریزی کنم. تو این مسیر، خوشبختانه با مشاوران پلتفرم دانشگاهی دکتر اباصلتیان آشنا شدم که راهنماییم کردن و کمکم کردن تا مدارکم رو به درستی تهیه کنم و با کمترین دردسر مسیرمهاجرت تحصیلیم رو طی کنم.
امروز که به گذشته نگاه میکنم، میبینم که گرفتن یه مدرک مهندسی مکانیک نه تنها بهم دانش فنی داد، بلکه توانایی مقابله با چالشهای مالی و اداری رو هم بهم یاد داد. اگه شما هم دوست دارین تو این رشته یا رشتههای دیگه مثل MBA، برق یا حتی مقاطع دیگه مثل لیسانس و کاردانی مدرک تحصیلی معتبر بگیرین، توصیه میکنم از تجربیات دیگران استفاده کنین و با برنامهریزی دقیق پیش برین.
مدرک مکانیک برام فقط یه تکه کاغذ نبود، بلکه مسیری بود که بهم یاد داد چطور با مشکلات دست و پنجه نرم کنم و به هدفم برسم.Dr. Abasaltian Academic Platform
TOEFL | IELTS | OET
IMAT | MHLE | GRE
MBA | DBA | PMP
- پنجشنبه ۲۹ آبان ۰۴ | ۱۹:۴۵
- ۱ بازديد
- ۰ نظر
شناسایی رشتههای مهارتی سرمایهگذاری برای بازار کار
دومین مطلب آزمایشی من