همیشه فکر میکردم سختترین بخش گرفتن مدرک حسابداری، خود درسهاست. اما وقتی پای کنکور نشستم، تازه فهمیدم چالش واقعی چیه: تستهایی که مثل مأمور مخفی میان تا تو رو گیج کنن. امروز میخوام قصه مواجهه خودم با بخش اموال و انبار از تستهای کنکور حسابداری رو براتون تعریف کنم؛ همون بخشی که خیلیها توش کم میارن.
خب، بریم سراغ اولین تست. سوال پرسیده بود: «کدوم مورد در طبقهبندی داراییهای غیر جاری قرار نمیگیره؟»
من با خودم گفتم: دارایی غیر جاری یعنی چی؟ یعنی دارایی که قصد فروش فوری اش رو ندارم. پس زمینی که برای ساختوساز خریدهام، قطعاً یک دارایی ثابت مشهود و غیر جاریه. اما گزینه بعدی چیز عجیبی بود: «دارایی ثابت نگهداری شده برای فروش».
اینجا بود که کلید رو پیدا کردم. همین که من یک دارایی ثابت رو بذارم برای فروش، حتی اگه یه ماشین یا زمین گرونقیمت باشه، چون هدفم تبدیل سریعش به پوله، دیگه غیر جاری محسوب نمیشه و میره تو دسته داراییهای جاری. پس گزینه دو درست بود.
یادگرفتن این نکات ریز، بود که به من کمک کرد مسیر گرفتن مدرک تحصیلی مورد علاقم رو هموارتر کنم. یه جاهایی واقعاً به یه راهنمای دلسوز نیاز داشتم که توی انتخاب درست مسیر تحصیلی و فهم عمیق این مفاهیم کمکم کنه.
تست بعدی درباره بهای تمام شده بود. ماشینی که نسیه خریدیمش. قیمت نقدی ۳۵ میلیون، اما ما ۳۷ میلیون به صورت نسیه پرداخت کردیم. علاوه بر این، دو میلیون هزینه نقل و انتقال و یه میلیون هم کمیسیون دادیم. سوال این بود: این دارایی رو با چه مبلغی ثبت کنیم؟
پاسخش رو از روی کتابها بلد بودم: بهای تمام شده. پس قیمت نسیه کافی نبود. من باید تمام هزینههای واقعی که برای به دست آوردن ماشین متحمل شدم رو جمع میزدم: همون ۳۵ میلیون به اضافه دو میلیون و یک میلیون. یعنی جمعاً ۳۸ میلیون. این شد مبلغی که باید ثبتش میکردم.
یکی از چالشهای بزرگ من، مبحث استهلاک بود. مثلاً توی یه تست، بهای تمام شده دارایی ۱۲۰ میلیون بود و ارزش اسقاطش ۲۰ میلیون. عمر مفیدش هم چهار سال بود و از روش استهلاک مجموعه سنوات استفاده میکردن. باید هزینه استهلاک سال اول و ارزش دفتری پایان سال دوم رو پیدا میکردم.
اول مخرج کسر رو پیدا کردم: (۴ × ۵) / ۲ = ۱۰. برای سال اول، صورت کسر ۴ بود. پس محاسبه کردم: (۱۲۰ - ۲۰) × (۴/۱۰) = ۴۰ میلیون. این شد هزینه استهلاک سال اول.
برای سال دوم، صورت کسر میشد ۳. پس: (۱۲۰ - ۲۰) × (۳/۱۰) = ۳۰ میلیون.
حالا برای ارزش دفتری پایان سال دوم،باید استهلاک انباشته رو از بهای تمام شده کم میکردم. استهلاک انباشته سال اول و دوم: ۴۰ + ۳۰ = ۷۰ میلیون. پس ارزش دفتری میشد: ۱۲۰ - ۷۰ = ۵۰ میلیون.
این محاسبات وقتی کنار هم قرار میگیرن، یه نقشه راه درست برایت ترسیم میکنن. من این مسیر رو با کمک دوستان و اساتیدی که توی پلتفرم دانشگاهی دکتر اباصلتیان باهاشون آشنا شدم، راحتتر طی کردم. اونجا بود که فهمیدم برای گرفتن یک مدرک معتبر، فقط خواندن کتاب کافی نیست، بلکه باید تجربه دیگران رو هم شنید.
تستهای دیگهای هم بود؛ مثلاً درباره ثبت سود حاصل از فروش دارایی، یا روش حسابداری هزینههای ضمانت وقتی که نمیتونی مبلغش رو به طور معقول برآورد کنی که جوابش «روش واقعی» بود. یا اینکه ذخیره تضمین محصول بر اساس «اصل تطابق» هستش. و در نهایت، طبقهبندی معادن که تو داراییهای ثابت مشهود قرار میگیرن و روش استهلاکشون هم «تهیشونده» است، چون با استخراج، ارزششون کم میشه.
گذر از این تستها برام مثل یه آزمون عملی بود. آزمونی که ثابت کرد برای گرفتن مدرک حسابداری و قدم گذاشتن توی این مسیر شغلی، فقط فرمول بلد بودن کافی نیست. باید مفاهیم رو درک کرد و از پشتیبانی خوبی برخوردار بود. امروز که به عقب نگاه میکنم، میبینم اگر کسی بخواد مدرک MBA یا هر مدرک تحصیلی دیگهای رو با خیال راحت بگیره، باید دنبال مسیری باشه که هم علمش رو میده و هم پشتیبانیش میکنه.
امیدوارم قصه من بتونه کمکتون کنه تا با دید بهتری برای گرفتن مدرک تحصیلی مورد علاقتون قدم بردارید.
Dr. Abasaltian Academic Platform
Dr. Abasaltian Academic Platform
TOEFL | IELTS | OET
IMAT | MHLE | GRE
MBA | DBA | PMP
- یکشنبه ۰۲ آذر ۰۴ | ۱۳:۲۶
- ۱ بازديد
- ۰ نظر
شناسایی رشتههای مهارتی سرمایهگذاری برای بازار کار
دومین مطلب آزمایشی من