گرفتن مدرک مهاجرت.از انتخاب بین مدرک فیزیک و مدرک مهندسی مکانیک تا رسیدن به درک درست از دانشگاه

گرفتن مدرک مهاجرت.از انتخاب بین مدرک فیزیک و مدرک مهندسی مکانیک تا رسیدن به درک درست از دانشگاه

همیشه عاشق دانستن رازهای جهان بودم. از بچگی کنجکاو بودم بدانم پشت هر پدیده فیزیکی چه خبر است. وقتی زمان انتخاب رشته کنکور رسید، قلباً به فیزیک علاقه داشتم، اما حرف و حدیث‌های اطراف درباره نبود «بازار کار» برای مدرک فیزیک، من را به سمت مهندسی مکانیک کشاند. فکر می‌کردم اینجا هم علم هست، هم آینده شغلی. اما مسیر دانشگاه، درسی کاملاً متفاوت به من آموخت.
 
اولین درسی که دانشگاه به من داد این بود: هدف اصلی دانشگاه، تحویل دادن یک «صنعتگر» یا «تکنسین» تمام‌عیار نیست. خروجی دانشگاه، یک «پژوهشگر» است. کسی که می‌آموزد چطور سوال بپرسد، تحقیق کند و مرزهای دانش را بشناسد. این تصویر با چیزی که من و خیلی از شما از دانشگاه در ذهن دارید، فرق دارد.
 
من، مانند خیلی از بچه‌های رشته‌های فنی، وارد مهندسی مکانیک شدم با این امید که مهارت‌های عملی و کاربردی یاد بگیرم. اما از ترم سوم به بعد، کمکم فهمیدم درس‌ها بیشتر حول محور تئوری‌ها و مباحث پایه‌ای برای پژوهش می‌چرخد تا آموزش مستقیم فن‌آوری. اینجا بود که فهمیدم برای ورود به بازار کار، باید خودم دست به کار شوم. شروع کردم به یادگیری نرم‌افزارهای تخصصی، برنامه‌نویسی و رفتن به کارآموزی. مدرک مهندسی مکانیک من، در نهایت یک برگه عبور بود؛ اما این مهارت‌های اضافی بود که واقعاً باعث شد کار پیدا کنم.
 
از طرفی، دوستانم که با عشق و علاقه به سراغ مدرک فیزیک رفته بودند، اگرچه از علم ناب لذت می‌بردند، اما بسیاری از آن‌ها در پایان لیسانس، با دستی خالی از مهارت‌های جانبی مورد نیاز بازار، برای یافتن شغل مناسب به مشکل خوردند. البته استثنا هم بودند؛ کسانی که کنار درس، مهارت دیگری مثل برنامه‌نویسی یا گرافیک را حرفه‌ای یاد گرفتند و امروز در اوج موفقیت هستند. پس مشکل از مدرک فیزیک نبود، مشکل از نگاه تک‌بعدی به آن بود.
 
این تجربه به من آموخت که شما دو مسیر مهم و موازی در پیش دارید: یکی مسیر دانشگاه و مدرک تحصیلی، و دیگری مسیر مهارت‌آموزی برای کار. این دو را باید از هم جدا کنید و برای هرکدام برنامه داشته باشید.
 
اگر آرزویتان پژوهشگر شدن و ادامه تحصیل تا最高‌های مقطع ارشد و دکتری است، با تمام قوا به سراغ علاقه‌تان بروید. مدرک فیزیک یا مکانیک را برای عشق به علم بخوانید. کار فوق‌برنامه‌تان را هم به تقویت رزومه آکادمیک (زبان، شرکت در کنفرانس، کمک به اساتید) اختصاص دهید.
 
اما اگر هدف اصلی‌تان، ورود سریع‌تر به بازار کار و کسب درآمد است، باید استراتژی متفاوتی داشته باشید. مدرک تحصیلی برایتان یک الزام است، نه هدف. بنابراین، رشته‌ای را انتخاب کنید که هم به آن علاقه دارید و هم به حوزه کاری که در ذهن دارید مرتبط است. سپس بیشترین انرژی خود را روی مهارت‌آموزی بیرون از دانشگاه بگذارید. اگر می‌خواهید برنامه‌نویس شوید، چرا مدرک کامپیوتر نگیرید و همزمان پروژه عملی انجام ندهید؟
 
یک نکته بسیار مهم: اگر دنبال کار هستید و مجبور به گرفتن مدرک لیسانس هستید، اشتباه بزرگ این است که فقط به خاطر آینده شغلی ادعایی، به سراغ رشته‌ای بروید که به آن علاقه ندارید. این تصمیم، حسرت بزرگی در دل شما می‌گذارد. من خودم در میانه راه، با مشورت گرفتن از مشاوری دلسوز در پلتفرم دانشگاهی دکتر اباصلتیان، توانستم مسیرم را دقیق‌تر تعریف کنم و مسیر بهینه‌تری برای رسیدن به هدفم پیدا کنم. آن‌ها به من کمک کردند بفهمم چگونه می‌توانم مدرک مهندسی مکانیک را با مهارت‌های مورد علاقه‌ام تلفیق کنم.
 
خلاصه کلام این که: دانشگاه به شما سواد آکادمیک و مدرک می‌دهد، اما این شما هستید که باید با مهارت‌آموزی هدفمند، آن را به برگ برنده‌ای در زندگی تبدیل کنید. چه مدرک فیزیک بگیرید، چه مدرک مهندسی مکانیک، این ترکیب «علم» و «مهارت» است که شما را به موفقیت می‌رساند.
Dr. Abasaltian Academic Platform  
TOEFL | IELTS | OET  
IMAT | MHLE | GRE  
MBA | DBA | PMP
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.